از روزه تا روزی . . .دكتر مجتبي كرباسچي

                                           

                از روزه  تا روزی !

 

                                                                      دکتر مجتبی کرباسچی

 


 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک

                                             چرا با ید ، به دور تو بگردم ؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی

                                            برو ، با دل بیا ، تا من بگردم!

  

من این ده دوازده سالی که در خارج کشور مشغول تحصیل بودم بارها وبارها از جانب

 

دوستان ،مردم یاهمکلاسی های رنگین پوستم مورد سوال و مواخذه بودم ومکررا ازمن می پرسید ند :

 

 

 " این چه رمز و رازیست که شما ایرانی ها راحت از زمین کویر بی هیچ زحمت ودغدغه ای

 

دلارهای نفتی استخراج میکنین در حالی که ما برای یک دلارش باید ساعت ها زحمت وتلاش

 

بکشیم " !! ؟؟

 

ومن هم می گفتم نمی دانم ! ولی شاید علتش این باشد :

 

ما ایرانیها رسمی داریم که پاکت زباله مان را از پاکت " نان خشک "مان جدا میکنیم

 

 وهر گاه هم  خرده نانی در کوچه یافتیم :

" یا آن را در آب میریزیم تا طعمه آبزیان شوند یا آن را در گوشه ای می نهیم تا پرنده ای بر

 

 منقار گیرد ولی اگر ماهی و گنجشگ نیافتیم آن را در شکاف و سوراخ دیوار جاسازی میکنیم

 

 تا مبادا این برکت الهی با بی احترامی زیر پا له شود ما با این کارمان حرمت برکت خدا را

 

پاس می داریم وشا ید خدا هم به شکرانه این پاسداشت، ما را تنها نمی گذارد !!! "

 

البته من خوب میدانم علم زمین شناسی و شیمی هرگز رابطه نان ونفت را نمی پذیرد که البته

 نباید هم بپذیرد !

 

وباز هم خوب می دانم که علم پزشکی برای روزه داران  ِ رمضان هرگز گرسنگی

 

 و تشنگی  چند ین وچند ساعته را برای سلامت معده و خصوصا کلیه شان تجویز نمی کند!

 

بی شک من هم قبول دارم باید منطقا آنچه عقلانیست را پذیرفت ولی سوال اینجاست که

 

 مگر" عقل " که مادر تمام " علوم  "جدید و مدرن امروزیست همه چیز ما را می پذیرد ؟

 

مگرعقل راحت طلب با" علم ارتو پدی ودرد کمر " اجازه میدهد که شما با مشقت وسختی،

 پرستار وغمخوار پدر و مادر افتاده در بستر وبیمارتان باشید ؟

 

قطعا نه !

 ولی آنچه فرای عقل این رنج را بر ما هموار می کند نکوداشت  حرمت خدمات  بی منت

 آنان برای ماست

 

مگرعقل زمان سنج  با " نجوم وتقویمش " به شما اجازه می دهد با دستگیری کوری

 از این سو به آن سوی خیابانِ ِ پر ترافیک  وقت کشی کنید ؟

 

حتما نه !

 ولی  یادمان باشد آنچه وقت ما را تلف می کند پاسداری از حرمت کمک ویاری است وبس

 

و باز مگرعقل مقتصد با "علم اقتصا د ش"به شما اجازه می دهد بی حساب دستگیر مالیِ ِ

 دستان کوچک وضعیف  یتیمی در مانده شوید ؟

 

 مطمئنا نه !

 

پس چرا عقل با همهً هنرش در این وادی سرخورده وبی اثر است  ؟

 

به نظر من دلیلش معلوم است چون :

 

عقل  با " قیل قالش " " انسان " میسازد ولی  دل  با" شور وحالش" "آد م" ساز است

 

یادمان باشد هر وقت انسان ، آدم  نشد یا عقل بی دل شد آن روز است که حرمت شکنی آغاز می شود

 

یعنی در آن روزست که عقل :

 

مادری رنجور وناتوان ودرماندهِ محتاج فرزندانش را به سرای سا لمندان می فرستد !

 

عصا از کور می د زد !!    

 

وطفل یتیم ومعصومی را گرسنه به بالینش هدایت می کند !

 

 

در مورد روزه و روزه داری نیز چنین است :

 

گرچه گرسنگی و تشنگی سخت و طاقت فرساست ولی شک نکنید هر یک  حرمت خود را دارند .

 

هر گاه توانستیم این حرمت ِ سخت وعطشناک را پاس بداریم ،

 

 یعنی حتی برای چند صبا حی هم که شده دها نمان را از دروغ وتهمت وافترا ببند یم

 

و یا ، با روزهًِ سکوت  دلی را نشکنیم

 

  یا بی هیاهو وخالصانه در ِِ خانهً آبرومند ومسکینی را بزنیم

 

 آنروز است که پاداشی بزرگ در راه است البته این بار لازم نیست زمین سخت کویر را بکنیم

بلکه این با ر این پا داش با ید از آسمان نازل شود

 

 تا شاید یزدان پاک بر بنده اش منت نهد

 

 و " انسان " متزلزل وسرگردان  ِ بین حیوان و فرشته را " آدم " کند !

 

آری !

      " آدم  "  کند !!!

 

یعنی انسان به همان مقامی برسد که " سعدی "می گوید :

 

     رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

                                                   بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت      

                                             

                                                            دکتر مجتبی کرباسچی

 

                                                شهریور-------1386

                                                                                           

http://www.mojtaba334.blogfa.com 

 

استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام سایت ، بلامانع است

 

      ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .

   

روشنفکران دینی روحانی وغیر روحانی ! . . . . . دکتر مجتبی کرباسچی

  به مناسبت 29 خرداد سالگشت در گذشت دکتر علی شریعتی راهبرد عملی ِ تعامل بین :

 

 

روشنفکران دینی روحانی وغیر روحانی !

 

دکتـر  مجتبی کرباسچی   

 

 

 

 

 

یکی از مباحث جدی  دهه های اخیر ، حضور رو شنفکران دینی غیر رو حانی  ، درعرصه ی فعالیت های دینی است .

 

که نمونه  ی بارز آن ، بزرگ مرد تاریخ روشنگری ایران دکتر علی شریعتی است.

 

فعالیت این قشر مظلوم را گاهی کج اندیشان ساده لوح دینی بر نتافتند و موجبات چالش بیهوده این دو قشر را فراهم کردند تا جایی که تا مرز تکفیر هم پیش رفتند !

 

روحانیون سنتی با یک جمله بسیار معقول و منطقی معتقدند :

 

" دین را آنچنان که هست باید پذیرفت نه آنکه عقل و درایت بشری ، با دینی تازه ، دین الهی را خدشه دار کند "

 

آنچه مسلم است این تدبیر و تفکر صحیح کاملا معقول و درست است ولی واقعیت اینکه، دهها روحانی سنتی ،قطعا دین اصلی را دهها گونه گوناگون تعریف می کنند و هر یک به روایات و احادیث مورد تایید فکر و استنباط خود استناد می کننئد .

 

مثلا چند سال پیش حکم اعدام جانبازی به جرم زیر سئـوال بردن تقلید صادر شد که قطعا حاکم شرع ،آن را از احادیث و روایات استنباط کرده بود در حالی که " فیض کاشانی " یکی از بزرگان تشیع از نظر همان روحانیون سنتی ، تقلید را نه تنها جایز نمی داند که آن را حرام  می داند !

 

لذا با اینکه ما باید این تفکر را قبول داشته باشیم ولی چون عملا خود آنها نیز در استخوان بندی و ا سکلت دین خدا با هم  اختلاف دارند لذا این ایده با همه ی منطقش عملا پذیرفته نیست !!!!

 

بنابر این اگر روشنفکران دینی را به دو گروه " روحانی و غیر روحانی" تقسیم کنیم

سئوال اینجاست که چگونه باید بین این دو آشتی ایجاد کنیم تا تضارب و تقابلی بین آن دو ایجاد نشود و هر دو به هد ف خود برسند.

 

واقعیت اینکه مشکل رو شنفکران دینی غیر رو حانی این است که هیچگاه دارای درجات

 

معنوی ، روحانی و قداست روحانیون نیستند و اشکال دیگر آنان همچون شریعتی دیروز و

 

سروش امروز در این است که مخاطبان خود را "خواص" قرار داده اند واز خیل عظیم مردم

 

، یعنی " عوام" غافل شده ا ند که این بزر گترین نقیصه کاری آنان است .

 

لذا رو شنفکران دینی غیر رو حانی نباید از مردم عوامش توقع فرش قرمز با سلام وصلوات از مردم کوچه وبازارش داشته باشند چون آنان بی هیچ دلیل نه دین که مذهب را به صورت موروثی پذیر فته اند.

 

آنان باید یادشان باشد اگر منطق خواص در برابر دانشجوی لجبازی که " انکار خدا می کند " دلیل و منطق و برهان است ولی منطق همان عوام برای همان دانشجو چیزی جز " چوب " کارگر و " داس " کشاورز نیست !!!

 

ما گرچه این منطق را اصلا دوست نداریم ولی باید این حقایق را بپذیریم که آنها باید هریک مخاطبان خود را داشته باشند و بشناسند.

 

 آنها باید یادشان باشد حتی همین " خواص جوان " با گذشت زمان و گرد ِ پیری بر چهر ه

 

شان از ترس آخرت و بهشت وجهنم ناخود آگاه به " عوام پیر " تبدیل خواهند شد !!!!!!

 

 

لذا ، من در باره مبلغان غیر روحانی بسیار زیاد اندیشید ه ام و به این نتیجه رسیده ام که در

 

بافت سنتی کشور ما ، بی تعارف بگویم : نصیحت و وعظ این دلسوزان غیر رو حانی هرگز

 

کارساز نخواهد بود چرا  که :

 

زبان رو شنفکران دینی ِغیر رو حانی ، دانشجوییست و مخاطبش خواص و محدود است ولی زبان روحانی سنتی اصرار بر سنت های بی چون وچرا ی آنان با وجهه روحانی و قداست معنوی آنان است همانی که عامه می پسندند !!!

 

حتما می پرسید پس باید چه کرد ؟ و راه برون رفت از آن چیست ؟

 من صریحا بگویم به نظر من ، تنها راه ممکن ، همکاری و همیاری این قشر با  " رو شنفکران حوزوی " می باشد

 

لابد باز می پرسید مگر می توان روشنفکر دینی حوزوی ( روحانی ) داشته باشیم  !؟؟

قطعا : بلــــــــه !!!

 

چگونه ؟؟؟؟

به نظر من هر گاه مراجع تیزبین ما ، از بین احادیث و روایات رنگارنگ و گهگاه متناقض ،

 

آنها یی را بر گزینند که بروز باشد آنان " رو شنفکران حوزوی " ما خواهند بود!!!

 

 

در بحث " فمنیسم " هم نوشتم مراجعی بزر گوار هستند که سن بلوغ دختران ، دیه برابر زن و مرد  ، ازدواج دوم مردان و حکم سنگسار را سنتی نمی بینند و جور دیگر می اندیشند !!!

 

لذا شک نکنید ، بهترین روش و نسخه من برای تمامی ر و شنفکران غیر روحانی این است

 

که هر گاه فتاوی جدید وبروز را ولو به یک فتوا دیدند آن را برای مخاطبان خود مورد تجزیه

 

تحلیل و نهایتا تشویق و تمجید قرار دهند تا راهی برای بسط فتاوی جدید دیگر در حوزه باشد !

 

 

اگر دیروزکسی جرات نمی کرد در حوزه حرفی از سود بانکی بزند ولی با توجه به مقتضیات زمان این بحث مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بحث "ربای استهلاکی "از "ربای استنتاجی " تفکیک شده است . . . .

. . . . . . .

و اما در پایان :

به دلسوزان دینی غیر روحانی گوشزد می کنم برای پیشبرد اهداف الهی و وجدانی خود ،

 

علاوه بر روشنگری قشر خواص باید گوشه چشمی عمیق بر حوزه خصوصا روشنفکران

 

دینی حوزه داشته باشند تا به اهداف الهی خود برسند .

 

و به رو حانیون سنتی حوزه نصیحت می کنم که از ادبیات  رو شنفکران دینی غیر رو حانی

 

نهراسند چرا که اسلام آنان_- بر خلاف طلبه های خودشان - که از " تسلیم" آمده است

 

ادبیات آنان زبان شاگردان و دانشجویان شان است که آنها باید اسلام را با چون و چرا

 

بفهمند و سپس " تسلیم" شوند

 

چرا که آنان با ریاضی " فیثاغورث " با فیزیک " ارشمیدیس و نیوتن و انیشتن "با شیمی " لاوازیه و مندلیف " بزرگ شده اند ، در طب داخلی با " هاریسون  د رارتوپدی با" کمپل و راک وود "علم آمو خته اند .

 

لذا سنتی ها باید بدانند دانشجویان ، طلبه های آنان نیستند که با تسلیم اسلام بیاورند و به جای آنکه آنان را منور الفکر های غرب زده بنامیم با آنان به جای تقابل ، تعامل داشته باشیم که هرگز ضرر نخواهیم کرد

 

که در غیر اینصورت مسئولیت شرعی دوری این قشر از دین و خدا با آنان خواهد بود.

حال خود دانند !!!

 

دکتـر  مجتبی کرباسچی   

خرداد . . . .    1387

www.karbaschy.com

استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع است

     ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .

 

 

28 خرداد سالروز تولد دوقلو هاي افسانه ای !!!

 

۲۸ خرداد

تولد دوقلوهای افسانه ای !!!


 

محمد رضا و من 

 


 

نمی دونم كدوميم !!!

 خاطر ه ای جالب از عکس بالا

انگار دیروز بود که آقای "محسنی نیا " مدیر مدرسه وسط ِ کلاس درس در زدُ و وارد شد معلم

 با همه ی دانش آموزان با تعجب به او نگاه کردند ، که  چرا او در این وقت آمده و چکار

 دارد !!!؟؟؟

در حالی که در دست او دوعکس بود ، سراغ " کرباسچی ها " را گرفت ، معلم کلاس که ما را

 خوب می شناخت که یکی شاگرد اول و دیگری شاگرد دوم بودیم به خیال مشکل انضباطی با

 سراسیمه و تعجب پرسید : امری هست

و اوبا خنده ای ملیح گفت : ما می خواهیم عکس " محمد رضا " و" مجتبی " را به پروند ه

 شان سنجاق کنیم ولی نمی دانیم کدام به کدامند ، لذا آمدم تا از خودشان بپرسم !!!

او عکس ها را به ما داد تا خودمان تصمیم بگیریم !!!

ولی از شما چه پنهان که خودمان هم کلی خجالت کشیدیم چون در تشخیص عاجز بودیم !!!

تا اینکه یکی از ما یادمان آمد لباس یکی جیب دارد و دیگری فاقد آنست وبا این یادآوری نفسی

 راحت کشیدیم و همه چی به خیر گذشت !!!!

یادش به خیر . . . . .

( علیرغم تلاش در عکاسخانه ها عکس دوم را پیدا نکردم )

 

www.karbaschy.com