روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود
به كجا مي روم ؟ آخر ننمايی وطنم
در دوران دانشجويي حدود يك دهه در خارج و در خوابگاه با جمعيتي چند مليتي و بين المللي مانوس و محشور بودم !
از سفيد هاي آمريكايي تا سيا هان آفريقايي ،از زرد هاي چيني و ژاپني تا سرخ هاي پروئي و كلمبيائي كه آنجا شهر " هفتاد ودو ملت " بود امتياز افرادي كه در اين محيط ها رشد و نمو مي كنند اين است كه آنها با ديدن اينهمه فرق و افتراق ناچارا به فكر و تفكر مي نشينند
و من هم مثل همه !
واقعيت اينكه ، در آن وادي وديار غريب و غربت وقتي به چشم مي بيني كه :
اين يكي در برابر بت زانو مي زند
آن يكي به نشانه صليب دست به پيشاني و سينه مي زند
ديگري براي تيمم صورت خود را به خاك آلوده ميكند
وقومي فارغ از هر قيد وبندي خود را " آزادِ آزاد " مي نامند
در اينجاست كه مي نشيني و به فكر فرو مي روي سرت را روي كف دستت كج مي كني و انگشتانت را ميان موهايت گم مي كني وعميقا با تحير وتعجب سرگردان وسرگشته دنبال ِ حق وحقيقت مي دوي وبر خود نهيب مي زني كه :
مجتبي !!! بس است :
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان، در پیش
کی روی ، ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
حال از خود ميپرسي ؟
آيا واقعا پايبندي به دين لازم است ؟
اگرواجب است پس چرا اسلام ! ؟
من اصلا ادعا نمي كنم كه نه من ، ونه هر مدعي ديگر ، در هر ديني با تحقيق وتفحص مسلمان ، مسيحي ، يا يهودي شده است و شك نكنيد همه ، پيرو آباء واجداد و اسلاف خود شده ايم وهر كه غير اين مي گويد
اگر نگويم دروغگو كه خيلي بي انصاف است وصد البته از نظر من اين سر سپردگي و پيروي هر كس به دين خودش اصلا چيز بدي نيست چرا كه :
عاقل به قوانين خرد راهِ تو پويد ديوانه برون از همه آيين تو جويد
تا غنچه بشكفته اين باغ كه بويد هر كس به طريقي صفت حمد تو گويد
قمري به غزل خواني و بلبل به ترانه
البته مشروط به اينكه براي " تمرين ِِ" خوب زيستن و خوب بودن براي خود وديگران خطوط قرمز آن دين را رعايت كنيم يعني مسلمان گوشت خوك نخورد ويهودي گوشت شتر را كه ظاهرا از نظر آنان حرام است را ميل نكند تا پس از ممارست در اين تمرين ِ سخت ، در امتحان ِ زندگي سربلند بيرون آيد
يعني هر وقت اين خطوط قرمز را رعايت كرد خود بخود با ممارست ورزيده خواهد شد
بقول من " تمرين ديده " وبقول مذهبي ها " تزكيه " خواهد شد كه اگر چنين شد خدا جو و خدا ترس خواهد شد پس دزدي نخواهد كرد....... دروغ نخواهد گفت........ تهمت نخواهد زد .......
يعني هماني خواهد شد كه توصيه موكد و سرفصل رسالت همه ي انبياء الهي بوده است
حال اگر همه اديان محترمند ، چرا اسلام ؟
اگر تاريخ اديان و پيامبران را مرور كنيم خواهيم ديد :
وقتي "موسي " ادعاي پيامبري كرد قومش از او معجزه خواستند او عصايش را مار كرد ، بعدها با
اشاره اي دريا واقيانوس را شكافت تا ملتش به سلامت از درياي متلاطم بگذرند واز همه مهمتر با گستاخي بالاي كوه رفت تا بي واسطه با خدا هم كلام شود لذا او كليم الله شد و پيروانش " كليمي" شدند
وقتي روح خدا در مريم دميده شد " عيسي " روح الله متولد شد وقتي عيسي مردمش را به مسيحيت دعوت كرد باز مرد مِ ِ كنجكاوش از او اعجاز خواستند و او بيماران را شفا داد كوران را بينا كرد وناشنوايان را شنوا نمود
او پيامبري است كه از نظر ما مسلمانان هنوز زنده هست ولي پيامبر ما محمد ( ص ) وفات يافته است !
و اما پيامبر ما يعني :
" محمد رسول الله " :
وقتي چوپا ني درس نخوانده و بي سواد در غار حرا " اقرا باسم ربك الذي خلق ..." را شنيد با دلواپسي از كوه پايين آمد ومردم حجاز را به مكتب و ديني به نام " اسلام " كه از سلام و تسليم آمده بود فرا خواند.
وباز مردمش به حق از او اعجاز خواستند واو گفت معجز ه من " قران " است !!!
معجزه اي كه از ديد با سواد و بي سواد ش به اندازه عصاي مار شده ي موسي ملموس نبود.
نه بيماري شفا يافت نه كوري بينا شد ونه ............
ولي اين چوپان درس نخوانده و بيسواد مصرانه ادعاي رسالت وپيامبري كرد وشروع به يارگيري نمود اولين مريدش " علي " دومي " خديجه "و كم كم اصحاب و انصار و مهاجر و...........
وزمانه گذشت .... و..... گذشت.... و..... گذشت .....و....گذشت.......
واما امروز چي ؟؟؟؟
واما امروز يك پنجم مردم درس خوانده و با سواد و مغرور قرن ارتباطات در دنياي مدرن وپيشرفته و كامپيوتري واينترنتي ودانشگاهي وعقل باز ِعلت ومعلول و مرجع و رفرنس باز دانشگاهي مريد و پيرو ايده وعقيده ومكتب وديني هستند كه پيامبرش چوپان درس نخوانده اي بود كه نه عصايش چون موسي مار شد نه بيماري شفا داد نه كوري بينا كرد كه اگر ادعا و اعجازش قران حق بود ولي هرگز ملموس نبود .
بنظر من اين خود معجزه اسلام در قرن حاضر است
مجبورم براي اثبات حرفم به مطلب زير استناد كنم :
شما شك نكنيد در دنياي شگرف علم و علوم امروزي " رشته فضانوردي" كاملترين وپيشرفته ترين علم كنوني است
چرا ؟
چون در آن هم علم ِ فضا هم فيزيك هم شيمي هم زمين شناسي هم مكانيك هم الكترونيك هم پزشكي هم كامپيوتر هم اينترنت و هم ديگر علوم مدرن حضور فعال دارند كه در يك كلام اين رشته مترقي وپيشرفته كلكسيون ومجموعه اي از همه ي علوم است