جز تو یاری نگرفتیم هنوز . . . . . ادیب نیشابوری
ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوز
ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوز
وز غمت خون دل از دیده روانیم هنوز
جز تو یاری نگرفتیم و، نخواهیم گرفت
بر همان عهد که بودیم، برآنیم هنوز
به امید تو شب ِ خویش برآریم به روز
آن جفا دیده که بودیم ،همانیم هنوز
ای دریغا! که پس از آن همه جان بازیها
بر سوی کوی تو، بی نام و نشانیم هنوز
دیگران وادی عشق تو به پایان بردند
ما به یاد تو، دراین دشت دوانیم هنوز
آرمید ندهمه در حرم ِ حرمت ما
ساکن کوی خرابات مغانیم هنوز
ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم
همچنان از مدد عشق جوانیم هنوز
اوستاد همه فن بوده و هستیم " اد یب"
با همان نام و همان شوکت و شانیم هنوز
اد یب نیشابوری
سلام