الا یا ایها الساقی ادر كاسا و ناولها . . . . . حافظ
الا یا ایها الساقی . . . . . حافظ
الا یا ایها الساقی ادر كاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزل ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبك باران ساحل ها
همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازندمحفل ها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
حافظ
سلام