مناظره خسرو با فرهاد. . . . . . نظامی گنجوی
مناظره خسرو با فرهاد
نخستین بار گفتش کز کجایی
بگفت از دار ملک آشنايی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
بگفت اندوه خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشق بازان این عجب نیست
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا دل زمهرش کی کنی پاک
بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر کند چشم تو را ریش
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا دوستیش از طبع بگذار
بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت ازعشق کارت سخت زاراست
بگفت از عاشقی خوشتر چه کار است
بگفتا اَر من کنم در وی نگاهی
بگفت آفاق را سوزم به آهی
نظامی گنجوی
***************************
http://www.mojtaba334.blogfa.com/post-185.aspx
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 0:20 توسط دکتر مجتبی کرباسچی
|
سلام