را ز ماندگاری اسلام . . . . . دكتر مجتبي كرباسچي
به مناسبت وفات پيامبر :
از معجزه اسلام در قرن حاضر
تا
" راز ماندگاری اسلام "
دکتر مجتبی کرباسچی

روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود
به كجا مي روم ؟ آخر ننمايی وطنم
در دوران دانشجويي حدود يك دهه در خارج و در خوابگاه با جمعيتي چند مليتي و بين المللي مانوس و محشور بودم !
از سفيد هاي آمريكايي تا سيا هان آفريقايي ،از زرد هاي چيني و ژاپني تا سرخ هاي پروئي و كلمبيائي كه آنجا شهر " هفتاد ودو ملت " بود امتياز افرادي كه در اين محيط ها رشد و نمو مي كنند اين است كه آنها با ديدن اينهمه فرق و افتراق ناچارا به فكر و تفكر مي نشينند
و من هم مثل همه !
واقعيت اينكه ، در آن وادي وديار غريب و غربت وقتي به چشم مي بيني كه :
اين يكي در برابر بت زانو مي زند
آن يكي به نشانه صليب دست به پيشاني و سينه مي زند
ديگري براي تيمم صورت خود را به خاك آلوده ميكند
وقومي فارغ از هر قيد وبندي خود را " آزادِ آزاد " مي نامند
در اينجاست كه مي نشيني و به فكر فرو مي روي سرت را روي كف دستت كج مي كني و انگشتانت را ميان موهايت گم مي كني وعميقا با تحير وتعجب سرگردان وسرگشته دنبال ِ حق وحقيقت مي دوي وبر خود نهيب مي زني كه :
مجتبي !!! بس است :
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان، در پیش
کی روی ، ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
حال از خود ميپرسي ؟
آيا واقعا پايبندي به دين لازم است ؟
اگرواجب است پس چرا اسلام ! ؟
من اصلا ادعا نمي كنم كه نه من ، ونه هر مدعي ديگر ، در هر ديني با تحقيق وتفحص مسلمان ، مسيحي ، يا يهودي شده است و شك نكنيد همه ، پيرو آباء واجداد و اسلاف خود شده ايم وهر كه غير اين مي گويد
اگر نگويم دروغگو كه خيلي بي انصاف است وصد البته از نظر من اين سر سپردگي و پيروي هر كس به دين خودش اصلا چيز بدي نيست چرا كه :
عاقل به قوانين خرد راهِ تو پويد ديوانه برون از همه آيين تو جويد
تا غنچه بشكفته اين باغ كه بويد هر كس به طريقي صفت حمد تو گويد
قمري به غزل خواني و بلبل به ترانه
البته مشروط به اينكه براي " تمرين ِِ" خوب زيستن و خوب بودن براي خود وديگران خطوط قرمز آن دين را رعايت كنيم يعني مسلمان گوشت خوك نخورد ويهودي گوشت شتر را كه ظاهرا از نظر آنان حرام است را ميل نكند تا پس از ممارست در اين تمرين ِ سخت ، در امتحان ِ زندگي سربلند بيرون آيد
يعني هر وقت اين خطوط قرمز را رعايت كرد خود بخود با ممارست ورزيده خواهد شد
بقول من " تمرين ديده " وبقول مذهبي ها " تزكيه " خواهد شد كه اگر چنين شد خدا جو و خدا ترس خواهد شد پس دزدي نخواهد كرد....... دروغ نخواهد گفت........ تهمت نخواهد زد .......
يعني هماني خواهد شد كه توصيه موكد و سرفصل رسالت همه ي انبياء الهي بوده است
حال اگر همه اديان محترمند ، چرا اسلام ؟
اگر تاريخ اديان و پيامبران را مرور كنيم خواهيم ديد :
وقتي "موسي " ادعاي پيامبري كرد قومش از او معجزه خواستند او عصايش را مار كرد ، بعدها با
اشاره اي دريا واقيانوس را شكافت تا ملتش به سلامت از درياي متلاطم بگذرند واز همه مهمتر با گستاخي بالاي كوه رفت تا بي واسطه با خدا هم كلام شود لذا او كليم الله شد و پيروانش " كليمي" شدند
وقتي روح خدا در مريم دميده شد " عيسي " روح الله متولد شد وقتي عيسي مردمش را به مسيحيت دعوت كرد باز مرد مِ ِ كنجكاوش از او اعجاز خواستند و او بيماران را شفا داد كوران را بينا كرد وناشنوايان را شنوا نمود
او پيامبري است كه از نظر ما مسلمانان هنوز زنده هست ولي پيامبر ما محمد ( ص ) وفات يافته است !
و اما پيامبر ما يعني :
" محمد رسول الله " :
وقتي چوپا ني درس نخوانده و بي سواد در غار حرا " اقرا باسم ربك الذي خلق ..." را شنيد با دلواپسي از كوه پايين آمد ومردم حجاز را به مكتب و ديني به نام " اسلام " كه از سلام و تسليم آمده بود فرا خواند.
وباز مردمش به حق از او اعجاز خواستند واو گفت معجز ه من " قران " است !!!
معجزه اي كه از ديد با سواد و بي سواد ش به اندازه عصاي مار شده ي موسي ملموس نبود.
نه بيماري شفا يافت نه كوري بينا شد ونه ............
ولي اين چوپان درس نخوانده و بيسواد مصرانه ادعاي رسالت وپيامبري كرد وشروع به يارگيري نمود اولين مريدش " علي " دومي " خديجه "و كم كم اصحاب و انصار و مهاجر و...........
وزمانه گذشت .... و..... گذشت.... و..... گذشت .....و....گذشت.......
واما امروز چي ؟؟؟؟
واما امروز يك پنجم مردم درس خوانده و با سواد و مغرور قرن ارتباطات در دنياي مدرن وپيشرفته و كامپيوتري واينترنتي ودانشگاهي وعقل باز ِعلت ومعلول و مرجع و رفرنس باز دانشگاهي مريد و پيرو ايده وعقيده ومكتب وديني هستند كه پيامبرش چوپان درس نخوانده اي بود كه نه عصايش چون موسي مار شد نه بيماري شفا داد نه كوري بينا كرد كه اگر ادعا و اعجازش قران حق بود ولي هرگز ملموس نبود .
بنظر من اين خود معجزه اسلام در قرن حاضر است
مجبورم براي اثبات حرفم به مطلب زير استناد كنم :
شما شك نكنيد در دنياي شگرف علم و علوم امروزي " رشته فضانوردي" كاملترين وپيشرفته ترين علم كنوني است
چرا ؟
چون در آن هم علم ِ فضا هم فيزيك هم شيمي هم زمين شناسي هم مكانيك هم الكترونيك هم پزشكي هم كامپيوتر هم اينترنت و هم ديگر علوم مدرن حضور فعال دارند كه در يك كلام اين رشته مترقي وپيشرفته كلكسيون ومجموعه اي از همه ي علوم است
با اين تفسير حالا به عكس زير دقيقا توجه كنيد

حتما مي پرسيد اين تصوير چيست ؟
جالب است بدانيد اين غذاي مخصوص فضانوردان است و جالبتر اينكه بدانيد اين عكس غذاي ِ مخصوص افطاري يك مسلمان مالزيائي است كه قراره در فضا با آن افطار كند ! ! ! ؟ ؟ ؟
مي دانيد يعني چه ؟
يعني اينكه ، اين فكر وعقيده ، اين ايده و انديشه كه توسط يك چوپان درس نخوانده و بيسواد تبليغ شد داراي پشتوانه ي خيلي خيلي محكم وقوي وقوي تر است ؟
يا بقولي ساده مطمئن باشيد اين دين بي معجزه ملموس ! داراي آبشخوري عظيم ، نامتناهي والهي است كه خيلي پشتش گرم است !
براي اثبات ِ حرف ِ دلم بياييد باز يك بار ديگر خلاصه اين داستان آسماني را با هم مرور كنيم !
چوپاني بي سواد از كوه پايين آمد ، ادعاي رسالت و پيامبري در زمين كرد ، تا فرامين خدا روي زمين اجرا شود ولي امروز در دوران شكوفايي علم و ارتباطات قراره سخت ترين فرمانش يعني روزه در فضا اجرا شود !!!!
واين دقيقا همانيست كه من معجزه وحقانيت اسلام در حال حاضر ميدانم
واين چيزيست كه من نامش را "اصالت " مي نهم
وشك نكنيد آنچه اصالت دارد "واقعيت " دارد
و هر چه واقعيت دارد هميشه ماندني و ماندگار است
كه بي ترديد اين همان رمز و " راز ماندگاري اسلام " است
و يادمان باشد :
كه هر اصل اصيل و واقعي وحقيقي قابل تعظيم وتكريم وطاعت واطاعت است . . . . . . . . . .
البته اين نظر شخصي من است !. . . . . .
من خوب ِ خوب مي دانم شايد برخي از جمعيت دانشمند و دانشجو و دانش پژوه ِ مرجع ورفرنس جوي ما نه از عداوت ، كه از صداقت از اين تحليل غير علمي ( وشايد ) بازاري پسند يك تحصيلكرده دنيا ديده رنجيده خاطر شوند ولي صادقانه بگويم با آنكه مي دانم برخي از امور مثل " مهر مادري " را نمي توان با علم ضرب و تقسيم ، جمع وتفريق ثابت كرد لكن باز ايراد آنان را با ديده منت قبول مي كنم ولي صادقانه تاكيد مي كنم كه باور كنيد اين اشكال دراستدلالم نيست اين عيب را به حساب قلم ناتوانم بگذاريد و اعتراف مي كنم تنها دلخوشي ام براي قبولاندن اين استدلال براي تمام قشر محقق همانيست كه از قديم گفته اند :
" آنچه از دل بر آيد بر دل نشيند "
تا شايد اين نوع نظر وتفكر من كه از دل بر آمده بر دل ِ اين قشر عزيز و فاضل و محقق بنشيند.
اميدوارم !
دکتر مجتبی کرباسچی
آبان . . . . . . 1386
www.karbaschy.com
******************************************************************
توضييح بسيار ضروري در مورد عبارت " بيسواد " :
1. " اُمي " يا " درس نخوانده " نص صريح قرآن در مورد پيامبر است ولي استفاده من از عبارت " بيسواد " به معني مصطلح امروزي يعني همان درس نخوانده است نه معناي عميق آن ، و من مجبور بودم براي اثبات استدلالم از اين عبارت استفاده كنم ، اميدوارم با اين توضييح دلدادگان او و مكتبش بر من خرده نگيرند .
در ضمن برخي شغل پيامبر را قبل از رسالت چوپاني و برخي او را كاسب مي دانند
2.ادعا مي شود عكس بالا تصوير واقعي حضرت محمد رسول الله است كه توسط يك نقاش در يكي از سفر هاي وي ترسيم شده است ( من هيچ نظري ندارم ! چون هيچ نمي دانم ! )
www.karbaschy.com
استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع است.
ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .
سلام