تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود . . . . . حافظ
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پـیر مغان خواهد بود
حلقهی پـیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همّت خـواه
که زیارتـگه رنـدا ن جـهـان خواهـد بـــود
برو ای زاهد خودبین ؛ که ز چشم من و تـو
راز این پـرده نهان است و نهان خواهـد بـود
تُـرک عاشق کُش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون کـه از دیـده روان خواهـد بـود ؟!!
چشمم آن دم که ز شوق تـو نهـد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگـران خواهـد بـود
بخت حافـظ گر از این گونه مـدد خواهـد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهـدبـود
حافظ
www.karbaschy.com
سلام