دوستان خوبم : برای مدتی خدا حافظی !!! . . . . . . . دکتر مجتبی کرباسچی
دوستان خوبم :
برای مدتی خدا حافظی !!!

یا هو !
باسلام وسلامتی
نمی دانم چگونه شروع کنم ؟
ولی شاید بد نباشد بی مقدمه از خودم شروع کنم :
اهل كاشانم
اما شهر من كاشان نيست
شهر من گمشده است
من با تاب ، من با تب
خانه ای در طرف ديگر شب ساخته ام
مثال ِ من چون فوتبال دوستانیست که در ورزشگاه مملو از جمعیت ، منتظر ، فوتبالی جذابند ولی این در حالیست که خودشان نه تنها از گـُـل و دریبل وشوت هیچ نمی دانند که شاید هرگز خود شان پا به توپ هم نشده اند ، چه رسد که خود را مفسر و مربی هیجان زده بازی و بازیکنان مورد علاقه اش بدانند .
شاید وبلاگ و سایت من نیز درگیر چنین توهمی بوده و هست !!!
جالب است بدانید فردی که بیش از ده سال از بهترین سالهای عمرش را در بخش های
گونا گون جراحی و وارتوپدی - در کفرستان محض خارج - سپری کرده بود .
ولی با همه ی اینها !
انگارخود را متعلق به قبیله " سوته دلانی " بی دل می پنداشت که دوست داشت
برگ نوشته سایت او ، محفل تجمع " صاحبدلانی " شود که با رقص سماع از زمین
وزمان دل بکنند وبا عشق و عرفان با طایر عشق زمینی ، بر طیاره عرفان آسمانی پرواز کنند
لذا بر آن شدم تا هر شنبه محل پرواز را از " ایستگاه شعر و اندیشه " آغاز کنم وتا
آنجایی که در توان دارم ، از یک سو ، با تجارب و اندیشه های خودم و از سوی دیگر ،
با مدد و کمک عرفان شعرا و نقاشان نامی این مرز و بوم این امر را محقق کنم . . .
نمی دانم موفق بودم یا نه ؟
و باز نمی دانم چه تاوانی باید بدهم تا " صداقت " ام را که می تواند آن را حمل بر " خود ستایی " هم باشد به همه بقبولانم تا باور کنید :
از آن دسته آدم هایی نیستم که خود را اسیر روزمرگی های پرزرق وبرق روزگار می کنند
نمی دانم !!! شاید همینطور باشد و شاید هم نه ؟؟؟ !!!
ولی با کمال احترام برای آنان که اخطار و اخطاریه می دادند ، شاید تنها سند و مدرکی که
می توانم به رخ شان بکشم همان " عکس رخ یار " باشد
دلنوشته ای که گویای ناگفته های دل بی تابم می باشد ، همان مقاله ای که قرار بود مقدمه
کتابی عرفانی شود ! کتابی که هرگز چاپ نشد ؟؟؟ . . . . .
بگذریم . . . . . ادامه اش را بخوانید تا شاید بدانید که !!!؟؟؟
گرچه بر مدیران وبلاگ و سایت ها پوشیده نیست ولی از شما چه پنهان ، که بدانید این
تغییرات هفتگی هرگز سهل و آسان نبود و نیست و واقعیت اینکه فکر مرا بسیار مشغول داشت !؟
از یک طرف دغدغه های فکری و دل مشغولی های ذهنی و از طرفی توصیه های اکید و
موکد و مکرر دوستان نازنینم که با نجواها و اخطار های نازنین و مخملین خود ، مرا از
این کار باز داشتند !!!
بماند !
بگذریم . . . و . . . بگذریم
لذا با همه ی اهتمام و همتی که در این راه مصروف کردم ولی ناچارم اعتراف کنم برای
مدت کوتاهی مجبور شدم ، تا با مرخصی چند ماهه ! و با مطالعات بیشتر ودر فرصت
مناسب تر خدمت دوستداران این سایت برسم .
واقعیت اینکه خوب می دانم ، در این مدت کم ، این سایت مخاطبان خاص خود را یافت ،
از دوستداران جوان تا فرهیختگانی عالم که هماره ، مرا در این راه یار و یاور بودند ، که
هراز گاهی از بنده نوازی آنان چه در کامنت یا ایمیل هایشان بی بهره نبودم .
من ضمن تشکر و امتنان از شما یاوران مشوق ، صمیمانه اعلام می کنم ، در این مدت در
هر کجا و هر کجای دنیا که باشم ، بی صبرانه و مشتاقانه کامنت های شما را تعقیب
خواهم کرد ، شاید بزرگواری شما " صاحبدلان همراه " فتحی مجدد بر باز گشایی این "
ایستگاه خاکی " تا مبدا ء " فلک والافلاک " باشد تا شاید بتوانیم به مدد اندیشه های
همدیگر ، بال زنان از " فرش زمین به عرش آسمان " ره یابیم .
اجازه دهید تا پایان این دلتنگی را با گوشه ای از مقاله " از فقر مادی تا فقر فرهنگی " خودم به سرانجام برسانم
. . . . .
خدایا !
از تو گله مندم !
که ، چرا هرکه را که با اقیانوسی از غنای فرهنگی آفریدی
چرا باید او را در محله و کویر خشک وسوزان تعصب و تحجر خلق کنی
تا در تعدد تهمت های ناروا به دست ریز و درشت های متعصب جوهر دوات شان خشک شود و چوب قلم شان بسوزد
آنانی که قلم ِ منطق شان " چماق " و جوهره ی جوهرشان ، نام و نان و آب و آبروی بزرگان و اندیشمندان است
خدایا !
مرا از آنانی قرار نده که :
بر سر سفره ی نادانی با لقمه ی جهل ، نان ِ جهالت می خورند و نعره ی مستانه " هر که دندان دهد نان دهد " سر می دهند
بلکه مرا از آنانی قراربده :
تا جوهر قلمم در قلب کویر بی فرهنگی ، آب و آبیار ِ ریش و ریشه های خشک و تشنه ی معرفت شود
تا به جای آنکه با چنگ و" دندان " ، " نان " به نرخ روز بخورم
با آهنگی دلنواز ترانه ی علم و دانش و معرفت را این گونه در گوششان زمزمه کنم که :
" من علمنی حرفاً فقد صيرنی عبداً "
هر کس به من کلمه ای آموخت، مرا بنده خود ساخته است ( امام علی )
علی یارتان
با کمال احترام و امتنان
برادر کوچک شما :
دکتر مجتبی کرباسچی
مهر . . . . . . 1388
*****************
در پایان فهرست اکثر مقالات خودم ( شصت مقاله در کمتر دو سال ) را می آورم تا دوستانی که تمایلی به باز خوانی آنان دارند یا مستقیما در پست های پایین ویا با مراجعه به قسمت راست سایت و " مجموعه مقالات خودم " مراجعه کنند و با کلیک موضوع مورد نظر آن را مطالعه یا باز خوانی نمایند .
گرچه می دانم خیل دوستان عاشق ادبیات از اشعار ِشعرای نامی و خصوصا " نقاشی های ماندگار " نقاشان عارف محروم خواهند بود ، مگر از طریق جستجو گرهایی چون گوگل و غیره
با تشکر مجدد
ودر کمال احترام :
دکتر مجتبی کرباسچی
مهر . . . . . . . 1388


سلام