آشنائی مولوی با شمس تبریزی . . . . . دکتر مجتبی کرباسچی
به مناسبت بزر گداشت مولوی :
آشنائی مولوی با شمس تبریزی

عاشقان مستند و ما دیوانه ایم عارفان شمعند و ما پروانه ایم
چون نداریم ، با خلق الفتی عقل پندارد ، که ما دیوانه ایم
همانگونه که می دانید خدای عشق وعرفان یعنی " مولوی " ، خود عاشق شد و آنهم عاشق پیرمردی به نام " شمس تبریزی "
در مورد آشنائی این دو روایات مختلف است که حدیث زیر را بیشتر نقل کرده اند :
گفته اند روزی مولوی از مکتب بر می گشت لذا برای وضو کتابهایش را روی ِ لبه ی حوض گذاشت تا وضو گیرد در این حال دید پیر مردی شوریده حال با گیسوان و ریش های بلند در آنجا نشسته است مولوی چشم در چشمان نافذ شمس انداخت ، ابتدا کمی یکدیگر را برانداز کردند انگار راز های نا گفتنی بسیاری در درون روح ملکوتی آنها نهفته است !
در همین ديد وبازديد بود که شمس بی مقدمه کتاب های خطی مولانا را در آب حوض ریخت تا خیس شود !
مولوی که از این کار سخت متعجب شده بود بر آشفت و بر او تاخت که چرا چنین کردی ؟
شمس به آرامی پرسید : اینها چیست ؟؟؟
مولوی گفت : اینها " قیل وقال " است
وشمس در حالی که کتب خیس ِ خیس را خشک ِ خشک تحویل مولوی داد
گفت : اینهم " شور و حال " است
مولوی که از این شوریدگی گیج و حیران مانده بود عجیب دل به او بست تا جائی که شاگردانش به شمس حسادت کردند او را از شهر فراری دادند . . . . .
ولی مولوی دل از او نشست و در فراغ او دیوانی به نام " دیوان شمس تبریزی " نوشت . . . . . .
مولوی خاطر به عشق شمس باخت
وین همه دیوان به نام شمس ساخت
یا هو
دکتر مجتبی کرباسچی
آبان 1386
www.mojtaba334.blogfa.com

استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع است ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .
سلام